مراسم استیضاح برگزار شد

[ad_1]

وی گفت: دولت به عنوان سند به چند مورد از احکام قانع است و موضوع تمام شده است، موضوع در مجلس دفن شده است.

به گزارش ایسنا، این روزنامه شرق وی نوشت: جمشید آموزگار در زمانی نخست وزیر شد که ملت ایران در آستانه پیروزی بود. پس از ناکامی دولت در درک و رفع نیازهای واقعی اقشار مختلف جامعه، دولت معلم از نیمه دوم سال 1356 با سوء استفاده های داخلی و بین المللی مواجه شد. جوامع مذهبی و دانشگاهی اعتراضات خود را گسترش داده اند. تا پایان سال، اعتراضات ضد حکومتی شتاب بیشتری می گرفت و دولت نشانه هایی از کندی را نشان می داد و شعارها و شعارهای سیاسی را اجرا می کرد. برنامه ها.

یکی از مشکلاتی که معلمان در دوره نخست وزیری با آن مواجه بودند، انتخاب وزرای دولت بود. او حق انتخاب وزرای خود را ندارد. نیمی از آنها اعضای هیأت وزیران هویدا هستند که بر اساس اصرار هویدا و شاه منصوب شده اند. نیمی دیگر، با مشورت یگانه، دوستی دیرینه، از بین افراد غیرتجربه انتخاب شده بود که در میان هنرمندان بی تجربه از بین افراد بی تجربه انتخاب می شد. یکی دیگر از مشکلات معلم حضور امیرعباس هویدا در وزارت دادگستری است. هویدا با وارث خود رابطه خوبی ندارد و سال هاست بوی این می دهد که روزی جانشین او شود. بنابراین وزارت دادگستری که نزدیک‌ترین به پادشاه است معلم را خشمگین کرد. به ویژه ایده هایی که او به پادشاه ارائه کرد و شاه به معلم دستور داد که آنها را اجرا کند و به معلم آسیب کامل برساند. نخست وزیر گاهی اوقات بر دستورات مغرضانه نظارت می کند، اما فاقد اقتدار و اختیار برای اجرای آنهاست.

او در روزهای اولیه ریاست جمهوری خود، یک برنامه سیاسی طولانی مدت را آغاز کرد. این طرح زاییده افکار جمشید، معلم و مدیر سیاست ایران نبود، اما دولت آمریکا ابتکار عمل را به عنوان شیوه زندگی شاه و پسرش در دست گرفت. پس از گشایش صحنه سیاسی، تظاهراتی در تهران و شهرستان ها برگزار شد. در نیمه دوم سال 1356، اعتراضات دانشجویی، بازاری و مذهبی به اوج خود رسید، اما دولت از اقدام خودداری کرد و تا حد امکان از سلاح استفاده کرد، اما قیام های اخیر در قم و تبریز به دنبال داشت، اینجا می تواند اتفاق بیفتد. زمان چرخش را در نظر بگیرید؛ بلافاصله آتش به سوی مردم گشوده شد. تجمع شهروندان و طلاب قم در اعتراض به انتشار مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات درباره امام خمینی. تظاهرات از 7 ژانویه آغاز شد و در 10 ژانویه به پایان رسید و در 7 ژانویه به اوج خود رسید و شش نفر در جریان اعتراضات جان خود را از دست دادند. اعتراضات 10 دی به عنوان اولین تظاهرات از سلسله اعتراضات ضد پهلوی تلقی می شود. پس از سخنرانی امام، مردم تبریز برای گرامیداشت چهلمین سالگرد شهادت قم در 29 بهمن 56 به خیابان ها آمدند و این بار مسئولان حکومتی با سلاح پاسخ دادند.

یحیی لیقوانی، رئیس گروه ساواک در تبریز که متذکر شده بود که اوضاع شهر خوب نیست، بلافاصله با تهران تماس گرفت و درخواست کار کرد. شاه که از آشوب‌های تبریز باخبر شده بود، هنگام گفتگو با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ بنزین‌ها، کارخانه‌ها، ادارات دولتی و درگیری با معترضان را صادر کرد. شورای تامین استان با اعلام جدی بودن تصمیم به استفاده از نیروهای نظامی و ژاندارمری و استقرار نیرو در سطح شهر گرفته و دستور استقرار تانک چیفتن دو تانک یارگیری و یک تانک عقرب در شهر را صادر کرده است. . در جریان اعتراضات، برای اولین بار پس از حادثه 15 خرداد 1342، ارتش مستقیماً برای رسیدگی به وضعیت وارد عمل شد.

در آماری که برای رئیس جمهور ساواک تبریز تهیه شده، آمده است: «آتش زدند». چند روز بعد تعداد کشته شدگان تبریز به 13 نفر رسید.

در پی این کشتار، احمد بنی احمد، نماینده تبریز در مجلس شورای ملی، طرح استیضاح را مطرح کرد. وی در گفت و گو با ضیاء صادقی در سال 62 گفته بود: «وقتی این ماجرا اتفاق افتاد، چند روزی منتظر ماندم، اما اگر اشتباه نکرده باشم، روزی که از من بازجویی شد، 12 اسفند بود، فکر می کنم دقیقا همان روز بود. . آره. روز یکشنبه 21 اسفند 1334 چند روزی منتظر ماندم و دولت نمایندگانی از اداره تحقیقات شاهنشاهی، نمی دانم، فرستادگان ویژه ای به آذربایجان فرستاد. یادم نیست یکی از فرماندهان نظامی که با مأموریت ویژه به آذربایجان برگشته بودند، چه کسانی بودند، اما گزارش یا جلسه محرمانه مجلس گزارش نشد. بنابراین در 12 مارس دولت را استیضاح کردم و البته طرح مداخله بسیار کوتاه بود و یک کپی از جزئیات جزئیات امنیتی را به شما خواهم داد.

وی گفت: حذف نقش مردم و رسانه ها، ساختار جامعه را فرسوده و آن را تضعیف کرده است. فئودالیسم صنعتی و حیات وحش ممکن است مردم را دزدیده باشند. قیمت مصرف کننده هر روز کاهش می یابد و قیمت مصرف کننده افزایش می یابد. فساد به گردن جامعه انداخته می شود و دولت آن را تحمل می کند. اینها زمینه های واقعی حوادثی مانند وقایع تبریز است. این قسمت اول مصاحبه است. قسمت دوم مداخله مربوط به مسئولیت دولت در برخورد با حادثه بعدی تبریز است که در روز مداخله قرائت شد که طبق قانون مجلس به آن یک روز گفته شد، یعنی 21 اسفند. و دولت علیرغم اینکه چیزی نیفتاد، چیزی نمانده بود، بلافاصله برنامه خود را برای پاسخگویی به بیانیه که در جلسه بعدی بازخوانی شد، اعلام کرد و به تفصیل از آن دفاع کرد. «دولت در پاسخ به چند مورد از احکام راضی است و موضوع تمام شده است.

بنی احمد قسمتی از سخنرانی در جلسه ای سخت را نقل می کند:

نصر اصفهانی: با کسب اجازه از مقام محترم ریاست جمهوری و مجلس نمایندگان در خصوص استیضاح آقای بنی احمد از نایب رئیس مجلس شورای ملی دعوت می نمایم.

عباس میرزایی: وزیر کشور او را برکنار کنید.

پزشکپور: چرا حذفش کردند؟ هر نماینده مجلس عالی است.

رئیس جمهور: آقای پزشکپور اینطور نیست. بگذار حرف بزنند

نصر اصفهانی: همانطور که از متن می‌بینید، جای تأسف است که مطالب آن بر اساس شایعات یا آنچه برخی رسانه‌های خارجی تحریف و منتشر کرده‌اند، وصیت نامه یا از ریشه است. بی کفایتی و احتمالا شایعه پراکنی (چند نماینده: درست است.) در اینجا نهایتاً باید روشن کنم که همانطور که در سخنرانی دولت در مجلس شورای ملی بیان شد، دولت در جهت اجرای اصول انقلاب و انقلاب شاه گام برمی دارد. رفتار عمومی نه حکومت. یا نه. هیچ ایرانی و شورای ملی اجازه آرامش و امنیت کشور را که سنگ بنای همه پیشرفت‌هایی بوده و خواهد بود را نخواهد داد. در مجموع این ضایعه را به همه شما نمایندگان محترم تسلیت می گویم که با تصویب برنامه دولت در ماه های اخیر و یا تصویب بودجه دولت در روزهای اخیر موافقت خود را با دولت اعلام کرده اید. بنابراین من پاسخی به این اظهارات ضد انقلاب ندارم و قضاوت را به مجلس سفلی واگذار می کنم.

رئیس جمهور: ملام بنی احمد! آیا شما سفارشی دارید؟

بنی احمد: من هیچ پاسخی از شما نشنیده ام و چون گفته من علنی نشده، فکر می کنم دولت این بیانیه را پذیرفته است.

بنی احمد ادامه داد: بعد از اتفاقاتی که بالاخره در همان روز دفن شد و عید امسال دولت همه چیز را به راحتی به پایان رساند. مشکلی که من در آن زمان متوجه شدم خالی بودن دولت بود که روزی که از دولت زیر سوال بردم آقای. رامبد نزد من آمد و گفت: اعلیحضرت در خوزستان بودند، سفر خود را سالم رها کردند و به تهران آمدند. . تنها یک نگرانی وجود دارد و آن این است که شما پشت این سوالات نیستید و اگر دلیل کافی وجود داشته باشد که واقعاً هستید، جای نگرانی نیست. گفتم پس چگونه ثابت کنم که خودم هستم؟ اینکه دست من نیست، کفر به دست توست. آنها همچنین اصرار دارند که من به نحوی تضمین خواهم کرد که این استیضاح از سوی هر مرجعی که مانند آنها و نظام باید به سیاست خارجی بستگی داشته باشد، با این فرض که هر صدای مخالفی که احساس می شود باید از جایی هدایت شود. من واقعاً از پاسخ آقای رامبد به اظهارات شاه مبنی بر اینکه شاه می خواهد نماینده ای برای خودش باشد متعجب شدم».

دولت آموزگار به کار خود ادامه داد تا اینکه در سال 57 سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد و چند نفر در این حادثه جان باختند. حوالی ساعت 21:30 روز 7 مرداد 1357 در حالی که صدها نفر در سینما رکس آبادان مشغول تماشای فیلم «گوزن های مسعود کیمیایی» بودند، سینما آتش گرفت. حدود 700 نفر در سینما بودند که 600 نفرشان سوختند. بر اساس آمار اولیه منتشر شده از سوی اطلاعات، در این حادثه فاجعه بار از 700 نفر حاضر در سینما تنها 100 نفر فرار کردند و 600 نفر در آتش سوختند. برخی از مسئولان وقت معتقد بودند که همه اجساد باید یک شبه دفن شوند، اما دادستان این پیشنهاد را رد کرد و توصیه کرد که اجساد را شبانه به قبرستان شهر ببرند تا برای پیوند خانواده آماده شوند، بقیه و بقیه دفن شوند. دفع کردن تصمیم دادستان اجرا شد و وی به همراه پرسشگر و پزشک به قبرستان آمدند تا اجازه دفن وی را بدهند. در نتیجه از 306 نفر فوت شده، 106 جسد پیدا شد، جداگانه دفن شدند، 80 نفر از گورستان تا محل سکونتشان نبش قبر شدند و 120 جسد دیگر به دلیل سوختگی شدید شناسایی نشدند و دفن شدند و تقریبا دسته جمعی هستند.

امام خمینی (ره) در تاریخ 31 مردادماه در پیامی به جامعه مسلمین ایران به ویژه مردم مظلوم آبادان و خانواده های جان باختگان تسلیت گفتند و ظلم و ستم آنها را از بشریت بیرون کرد. . من هنوز اطلاعات کافی ندارم، اما آنچه مسلم است این امر خلاف شرع، ضد شاه است که خود را در خطر دفاع از منافع اسلام و ایران و جان و مال خود قرار داده اند. و از همنوعان خود با فداکاری محافظت می کنند، حرفه ای باشید – چنین نخواهد شد. شاهدان نیز شهادت دادند که باندهای جنایتکار رژیم طاغوتی در کار هستند که نشان دهنده بدترین حرکت انسانی و اسلامی در جهان است. کار بیگانگان نیست که در سرتاسر سینما در کمربند آتش روشن کنند و آن را با دربان قفل کنند.»

یک روز پس از فاجعه سینما رکس آبادان، نمایندگان مجلس در تعطیلات به درخواست عبدالله ریاضی سخنگوی وقت ریاست جمهوری به تهران رفتند تا با اصفهان در مورد حقوق نظامی مشورت کنند. نمایندگان مجلس علاوه بر تصویب حکومت نظامی یک ماهه در اصفهان، جمشید آموزگار، رئیس جمهور وقت، را نیز برکنار کردند. اقدامات دولت تکرار شده و برخلاف اصول 26، 27 و 28 قانون اساسی و در نتیجه بی توجهی به اصل تفکیک قوا، سوء استفاده عمومی در یک ماه گذشته، عدم تمکین دولت به قانونگذار عدم پیگرد قانونی دست اندرکاران خزانه داری کشور و … شنیده ها حاکی از آن است که چندین مامور خواستار برکناری دولت شده اند.

به دنبال این اقدام، قانونگذار بر سر مصوبه قانون نظامی دچار اختلاف شد، اما دولت چند روز بیشتر دوام نیاورد و در چهارم شهریور 1357 مجبور به استعفا شد».

انتهای پیام/

[ad_2]
sorsec

درباره ی admin_asooweb

مطلب پیشنهادی

هزینه اجاره مسکن در دهدشت جوانان را غرق در ناامیدی کرده است.

[ad_1] ایسنا/ کهگیلویه و بویراحمد کشیش جمعه دهدشت گفت: هزینه اجاره خانه در این شهرستان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.